باور کنید نوشتن از خود و معرفی اجمالی در ساعت سه و نیم بامدادان کار چندان عاقلانه ای نیست..احتمالا خودم را خیلی بهتر یا بدتر از معمول معرفی خواهم کرد..ولی چه کنیم که کک به تنبانمان افتاده همین الان این قسمت را تکمیل کنیم و بعد برویم به سمت تابوت رختخواب…
تنها چیزی که مایلم بدانید اینست که مهیار هستم…بیستو اندی بهار و پاییز دیده ام و احتمالا اشتباهی حقوق خوانده ام..
تنهایی و اتاقم و این کامی را «به مقدار نامتنابهی» دوست دارم و معمولا کمتر از انها دل میکنم..بیشتر اوقات برعکس این لحظه ساکتم و کمتر فکم را به حرکت می اندازم انهم به دلایل کاملا فنی..!
سعی میکنم از هر دری بگویم و برای نوشتن استایل خاصی در پیش نمیگیرم
زیاده بر سازمان سخن نمیگویم.. از اینکه تمام سوراخ سمبه های وبلاگ را سرک می کشید بسی سپاس!!

جالب خودتو معرفی کردی!
ولی یه سوال برام پیش اومد:
چرا احتمالاً اشتباهی حقوق خوندی؟
درحالی که از نوشته هات معلوم بود که یه چیزی سرت میشه، البته به نظر من
اين مقدار متنابهي منو كشته به خدا
خواستم فقط يه چي گفته باشم از اين دزد جا نمونم همساده ي عزيز
شباهت داریم!
خوب مجبور بودی 3:30 نصف شب خودتو معرفی کنی؟
ترسیدی خدای نکرده شناخته نشده از دنیا بری؟